ثمینثمین، تا این لحظه: 15 سال و 9 ماه و 4 روز سن داره
ثناثنا، تا این لحظه: 20 سال و 6 ماه و 19 روز سن داره

ثنا و ثمین هدیه های آسمانی

دلنوشته مامانی

در مقابل تقدیر خداوند                مثل کودکی باش که                                         وقتی او را به هوا می اندازی،میخندد،                                        ...
28 مرداد 1390

دل نوشته های مامانی برای ثنای گلم

میخواهم بدانی که چقدر دوستت دارم.تو الان 5سال و5ماهه شدی.هنوز هم باورم نمیشود که تو اینقدری شدی من تماتم خاطرات کودکیت رو نوشته ام تا وقتی بزرگ شدی بدونی که چقدر بزرگ شدن بچه برای پدر و مادر شیرینه که از خواب شبانه هم واسه ی ثبت این روزهای شیرین زندگی میزنن.حالا من و تو دوتایی خاطرات شیرین ثمین کوچولو رو مینویسیم تا وقتی بزرگ شد بخونه و به همون نتیجه ای که گفتم برسه  فدای دوتاتون ...
28 مرداد 1390

کمک کنید...

این روزا مامانی سخت گرفتاره. از یه طرف باید کارهای خونه رو انجام بده . از طرف دیگه هم کمبود خواب داله چون شب تا صبح دو ساعت به دو ساعت مجبوله به من می می بده .آجی ثنا هم که به سختی خوابش میبله و مامانی مجبوره اون رو هم بخابونه.تازگیها هم که از خوابش میزنه و میشینه پای وبلاگ .همه کارها سه سوته شده حتی غذا خوردن من!هر وقت که میخاد بهم غذا بده تند تند قاشق رو میکنه تو دهن کوچمولوی من.آخه مامانی من آروم آروم میخولم،مامانی انتظار داله که همه غذام رو تا ته بخولم. مگه معده ی من چقده؟منم از قاشق چهالم به بعد دهنم رو قفل موکونم تا نخولم. اما مامانی همش نگران سیر نشدن منه و هی زورکی بهم غذا میده.یکی به من کمک کنه... مامانی جونم یه کم بهم فرصت...
28 مرداد 1390

ثنا از زبان مامانی

دخمل خوشگل من.با اینکه هنوز بچه ای اما دلت به وسعت آسمونه وقلبت پره از مهربونی. تنها تویی که از صبح تا عصر که بابا میاد با من حرف میزنی و باعث میشی فراموش کنم که توی غربت زندگی میکنم.البته بعضی وقتها پیش میاد که بخاطر شیطنتهای کودکانه ات عصبانیم میکنی.اما در کل ازت راضی هستیم.سعی میکنی که دلمون رو بدست بیاری.
21 مرداد 1390

ثنا از زبون خودش

سلام.من ثنا هستم. امسال من میرم پیش دبستانی.من بازیهای کامپیوتری رو خیلی دوست دارم.عروسکهای پارچه ای رو هم خیلی دوست دارم، چون هم نرمن و تیز نیستن و هم شکستنی نیستن.من آجی کوچولوم رو خیلی دوست دارم.هر وقت نگاهش میکنم لبخند میزنم. وقتی خوابه میخوام یه بوس گنده ازش بگیرم اما چون کوچمولوه نمیشه.من موسیقی هم دوست دارم و بلز میزنم شعر وقصه رو هم دوست دارم نقاشی رو هم همینطور ...
21 مرداد 1390

دسته گل نقاش باشی!

ثنا عاشق نوشتن ونقاشی کردنه.   از یکسالگی شروع به کشیدن کرد و البته استعداد فوق العاده ای هم داره.هر جیزی که قابلیت نوشتن رو داشته باشه،ازش استفاده میکنه.تازگیها عادت کرده روی دیوار و مبل میکشه!هفته پیش نشسته بود و روی تخته وایت بردش با ماژیک نقاشی میکشید.من و باباش تو آشپزخونه در حال آماده کردن افطاری بودیم که ثنا اومد و با ندامت اعتراف کرد که: مامان بازم شیطون گولم زد؛ پرسیدم:باز جه دسته گلی به آب دادی؟با همون قیافه گفت:بیاین تا نشونتون بدم.چشمتون روز بد نبینه.کشیدن نقاشی از روی تخته به روی پشتی منتقل شده بود! دود از کله م بلند شد حسابی از کوره در رفتم و رگبار نصیحتها رو سر ثنا فرود اومد.انقدر عصبانی شدم که بهش گفتم بره تو اتاقش و جلو...
21 مرداد 1390